دل دریائی

فرهنگی هنری سرگرمی

امشب شب تولدمه. اما میدونی امشب هوای دل من چه جوریه؟  

هوا بس ناجوانمردانه سرد است!  

 

یادش بخیر،قبلا ها اینجور موقع ها به آدم میگفتند:  

روز تولد تو میلاد عشق پاکه.برای شکر این روز ...  

 

اما امرور همچون میلیاردها انسان تنهای دیگر،او فراموش میشود،  

و زندگی میکند با رفیقانی اندک و نارفیقانی بسیار !  

 

و در تنهائی می جوید دلیل بودنش را و از خود می پرسد:  

ز کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟  

 

و آنگاه که از نیافتن پاسخ کلافه میشود فریاد میزند:  

وایسا دنیا من میخوام پیاده شم. 

 

و وقتی که گوش دنیا را شنوا نمی یابد، غمزده و ناامید  میگوید:  

ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت.  

 

و زمانی که او را از این اندیشه نهی میکنند با بغض ، آهسته میگوید:   

نیم از عالم خاک ... چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم ! 

 

آیا حق با اوست؟! نمیدانم .لیک یقین دارم  

زندگی در کنار نارفیقان سخت دشوارست.   

 

نوشته شده در چهارشنبه 27 دی‌ماه سال 1391ساعت 10:53 ق.ظ توسط تارمی نظرات (10)



قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت


پیوند های روزانه

آرشیو سایت

پیوند ها

اختصاصی ویژه

طراح قالب

امکانات سایت