تو به من خندیدی
و نمیدانستی
من به چه دلهره از باغچۀ همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تُند دوید
سیب را دست تو دید
غضبآلوده به من کرد نگاه
سیب دندانزده از دست تو افتاد بهخاک
و تو رفتی وهنوز،
سالها هست که در گوش من آرام،
آرام
خشخش گام تو تکرار کُنان،
میدهد آزارم
و من اندیشهکُنان
غرق این پندارم
که چرا،
ـ خانۀ کوچک ما
سیب نداشت
حمید مصدق.خرداد۴۳
سلام
خیلی قشنگ بود به دلم چسبید!
مرسی...
سلام.خواهش میکنم شما همیشه لطف دارید.البته باید از شاعر توانمندش یعنی حمید مصدق تشکر کنیم.
من خیلی کم شعر میخونم و اگر هم بخونم چند بار میخونمش و این به اون معناست که از شعر خوشم اومده . با این که این شعر رو قبلاً خونده بودم اما اینبار که خوندم یه حال دیگه ای پیدا کردم . نمیدونم واسه چی ؟
سلام.ممنون که بهم سر زدی.
طبیعیه.این شعر برخواسته از دل است و به دل مینشیند.
سلام عزیزم
شعر نازیه من هرسه تا شعر سیب رو دوس دارم ممنون گلم
سلام دوست خوبم.آره واقعا شعر قشنگیه.
میسی
خیلی این شعر زیباست
ممنونم که سر زدید.آره واقعا قشنگه
سلام خانم تارمی عزیز



ممنون ازینکه منو ب وبلاگتون دعوت کردید
خیلی شعر زیبایی بود
موفق و شاد باشید
سلام.ممنون که سر زدید.سلامت و سربلند باشید.
سلام عالیست. مطلب خیلی قشنگی گذاشتی مرسی
سلام.ممنونم دوست عزیز
شعر زیباییه و همیشه به دل میشینه
موفق باشی
سلام.ممنونم که اومدی.شما هم موفق باشی.
سلام انتخابت عالی بود...............
یکی از بهترین ها بود مرسی.........
سلام.نظر لطف شماست.ممنونم که بهم سر زذی.
که چرا،
ـ خانۀ کوچک ما
سیب نداشت
سلام
قشنگ بود، با اینکه بارها خوندم اما بازم قشنگه
ممنون که بهم سرزدی
سلام.ممنونم از لطف شما.بازم سر بزنید خوشحال میشم.
ممنون که سر زدی دوست عزیز. از اظهار لطفت هم بی نهایت سپاسگزارم.
خواهش میکنم. قابل شما را نداشت.بازم تشریف بیارید خوشحال میشم.
آخ چه خرابم امشب ....




إیول به این شعر
"آیا میدانید" چچچچچچچچچچچچچند سال پیش این شعر را خوانده یودیم!!؟
"آیا میدانید" 3روز است که این صفحه و بخصوص این قسمت را باز میخوانیم !؟
"آیا میدانید" مخمان از شدت زیبایی و ذوق همچنان گیرپاژ است !؟
خیلی قشنگه عمع جون
سلام آرش عزیز و برادرزاده خویم.بخاطر امتحاناتت چند وقتی پیدات نبود.انشالله امتحاناتت را با موفقیت پشت سر گذاشتی.ممنونم که بازم اومدی.
سلام
ممنون سر زدین
شعر قشنگی گذاشتین
سلام دوست خوبم.
ممنون که که اومدی.
سلام
بامطلب جدید بهروز هستم خوشحال میشم تشریف بیارید[گل]
سلام.چشم حتما میام.منم آپم .تو هم لطفا یه سری بهم بزن.
سلام دوست خوبم
واقعا زیبا بود
سلام دوست عزیز .
ممنون که اومدی.بازم بیا.
ولنتاین مبارک
ممنونم عزیزم.
ممنون از این یاد اوری زیبایت
خواهش میکنم و ممنونم که اومدی.بازم بیا خوشحال میشم.
جواب پدر دختر
دخترم لبخند زد
چون که میدانست
عشق او به چه دلهره سیب را، از
باغچه خانه من دزدیده
پسر و دختر من ،
محو در نگاه و خندیه هم بودند
ناگهان از راه رسیدم من
از پی آن پسرک، تند دویدو با غیض
گویی انگار پسرک
حرمت و ناموس از خانه من دزدیده
غضب آلود نگاهی ،بر دخترم افکندم
ناگه ،سیب دندان زده از دستش افتاد به خاک
اشک در چشمان هر دو عاشق جمع بشد
دیدیه هردویشان تار بدید، ازنگاه غبض آلوده من
اشک بر گونه شان غلت بزد
هر دو گریه کنان دور شدند
و من ماندم و آن سیب دندان زده بر خاک زمین
سالهاست از آن روز میگذرد
ومن آرام آرام پیر شده ام ،اما
گریه و حسرت نگاه دو عاشق ،مانده است بر یادم
هنوزم که هنوز است ،خاطرش
میدهد آزام
و من اندیشه کنان ،غرق در این پندارم
کشتن عشق دو عاشق به خدا،
ارزش یک سیب نداشت
نویسنده علی ناطق از تبریز
سلام دوست عزیز
ممنونم از جوابیه ای که فرستادی.
با اجازه شما در یکی از پست های بعدی از آن استفاده میکنم.